18 آوریل 2023- دی کربونیل ها، ترکیبات فعال هتروژنی هستند که به صورت درون زا به عنوان محصول جانبی اکسیداسیون لیپیدها و گلیکولیز تشکیل می شوند. این ترکیبات همچنین در طول پردازش مواد غذایی، به ویژه در طی عملیات حرارتی مرتبط با کاراملی شدن یا واکنش Maillard، تشکیل میشوند.
برخی از دی کربونیل های رایج عبارتند از: گلیوکسال(GO)، متیل گلی اکسال (MGO) و 3- دئوکسی گلوکوزون (3-DG) که برخی از آنها پیش سازهای اصلی محصولات نهایی گلیکوزیشن پیشرفته(AGEs) هستند.
مطالعه ی اخیراً منتشر شده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه دریافت دی کربونیل ها از رژیم غذایی بر حساسیت به انسولین و عملکرد سلول های بتاو در نتیجه بر بروز دیابت نوع 2 تأثیر می گذارد.
زمینه
دریافت منظم مقادیر زیادی از دی کربونیل ها مانند MGO وGO ، منجر به افزایش رواج آنها در پلاسما می شود. در واقع، تحقیقات قبلی نشان داده است که مصرف بیشتر MGO باعث افزایش اتوفلورسانس پوست می شود که می تواند بر اساس تجمع AGE در بافت ها اندازه گیری شود. این یافته نشان دهنده ی جذب دی کربونیل از رژیم غذایی و سهم آن در AGEها در بدن است.
غلظت بالاتر دی کربونیل ها وAGE ها، با ایجاد دیابت و بیماری های قلبی عروقی مرتبط است. مدلهای تجربی نشان داده اند که افزایش غلظت دی کربونیل ها منجر به اختلال در حساسیت به انسولین می شود و بر عملکرد سلول های بتا تأثیر می گذارد، بنابراین در ایجاد دیابت نوع 2 نقش دارد. به طور مشابه، سطح بالایی از دی-لاکتات متابولیت MGO در انسان با مقاومت به انسولین مرتبط است.
مدلهای حیوانی نشان داده اند که مقدار زیاد MGO باعث کاهش ترشح انسولین توسط سلول های بتای پانکراس می شود و در نتیجه باعث ایجاد مقاومت به انسولین و اختلال تحمل گلوکز میشود. به طور مشابه، یک مطالعه انسانی قبلاً نشان داده بود که مصرف بیشتر دی کربونیل ها با التهاب خفیف کمتری مرتبط است، و این در حالی است که التهاب خفیف یا درجه ی پایین یک اتفاق رایج در دیابت نوع 2 است. این یافته ها بر اهمیت تعیین سطح دی کربونیل های غذایی که بر پیشرفت دیابت نوع 2 در انسان تأثیر می گذارد، تأکید می کند.
در مورد این مطالعه
مطالعه مبتنی بر جمعیت مشاهدهای فعلی شامل افراد مبتلا به دیابت نوع 2 برای بررسی رابطه بین دیکربونیلهای رژیم غذایی با عملکرد سلول های بتا، حساسیت به انسولین و وضعیت متابولیسم گلوکز بود. برای این مطالعه، داده ها از مطالعه ی ماستریخت، که یک مطالعه کوهورت مبتنی بر جمعیت آینده نگر است، به دست آمد.
گروه مطالعه شامل همه افراد 40 تا 75 ساله ی مبتلا به دیابت نوع 2 بودند که در قسمت جنوبی هلند زندگی می کردند. در مجموع 6282 شرکت کننده در این مطالعه انتخاب شدند، که تعداد تقریباً برابری از زن و مرد را شامل می شد.
مصرف معمول گلی اکسال، متیل گلی اکسال و 3- دئوکسی گلوکوزون با استفاده از پرسشنامه بسامد غذا(FFQ) برآورد شد. علاوه بر این، عملکرد سلول های بتا، حساسیت به انسولین و وضعیت متابولیسم گلوکز توسط یک تست تحمل گلوکز خوراکی هفت نقطه ای ارزیابی شد.
حساسیت به انسولین با استفاده از شاخص Matsuda تعیین شد و به عنوان HOMA2-IR اندازه گیری شد. شاخص c-peptidogenic برای ارزیابی عملکرد سلول های بتااستفاده شد.
رگرسیون خطی و لجستیک برای مطالعه ارتباط بین دی کربونیل های رژیم غذایی و نتایج سلامت مورد مطالعه استفاده شد.
یافته های این مطالعه
مصرف منظم متیل گلی اکسال و 3- دئوکسی گلوکوزون با حساسیت بیشتر به انسولین و بروز کمتر دیابت نوع 2 مرتبط بود. بنابراین، به نظر می رسد که این دی کربونیل های غذایی در برابر ایجاد دیابت نوع 2 نقش محافظتی بالقوه ای دارند.
اگرچه مصرف بالاتر گلی اکسال با حساسیت بیشتر به انسولین و بروز کمتر دیابت نوع 2 مرتبط بود، اما این یافته در تحلیلهای حساسیت، قوی نبود. یک ارتباط متناقض بین مصرف دی کربونیل ها و شاخص های عملکرد سلول بتا مشاهده شد. مصرف بیشتر گلی اکسال و 3- دئوکسی گلوکوزون با گلوکز ناشتا وHbA1c کمتر مرتبط بود که از ارتباط با کاهش ابتلا به دیابت نوع 2 پشتیبانی می کند.
مطابق با مطالعات قبلی، مطالعه حاضر نشان داد که التهاب با درجه پایین در افرادی که مقادیر بیشتری از MGO را دریافت می کنند، کمتر است. این یافته به طور مشابه اثرات مفید دریافت MGO را در رژیم غذایی نشان می دهد.
هورمسیس[1] یک پاسخ انطباقی است که در آن ارگانیسم به دنبال قرار گرفتن در معرض دوز کم با عوامل استرس زا اثرات مفیدی را تجربه می کند. آنچه مطالعه حاضر نشان داد این است که افزایش اندکMGO ، نقش مثبتی در تعدیل فیزیولوژی دارد. اثر محافظتی MGO رژیم غذایی در برابر حساسیت به انسولین و متابولیسم گلوکز می تواند به دلیل افزایشNrf2[2] باشد که تنظیم کننده استرس اکسیداتیو است که تولید گلی اکسالاز-1 را افزایش می دهد.
با این وجود، محققان نتوانستند رابطه ی بین مصرف دی کربونیل ها و عملکرد سلول های بتارا تأیید کنند، زیرا دریافتهای GO و 3- دئوکسی گلوکوزون هر کدام تنها با یکی از شاخصهای عملکرد سلولهای بتا مرتبط بودند و ارتباطها در جهات مختلف بود. ارزیابیهای اکتشافی با تنظیم متوالی مصرف دیکربونیلها از گروههای غذایی اصلی نشان داد که نتیجه ی مشاهده شده تحت تأثیر یک گروه غذایی خاص قرار نگرفته است.
نتیجه گیری
مطالعه ی فعلی دارای چندین محدودیت است، از جمله تجزیه و تحلیل داده های خود گزارش شده از یک پرسشنامه، که ممکن است کمتر از مقدار واقعی گزارش شده باشند و داده ها جانبدارانه باشند. یکی دیگر از محدودیت های این مطالعه، طراحی مقطعی آن است که امکان ارزیابی رابطه ی علیتی را نمی دهد. علاوه بر این، احتمال وجود عوامل مخدوش کننده باقیمانده نیز وجود دارد.
علیرغم این محدودیتها، یافتههای این مطالعه ارتباط بین مصرف معمول GO، MGO، و DG-3 و بروز کمتر دیابت نوع 2 را برجسته میکند. علاوه بر این، مصرف بیشتر MGO و DG-3 با بهبود حساسیت به انسولین مرتبط بود، بنابراین نشان دهنده نقش محافظتی دی کربونیل های مشتق شده از غذا در برابر دیابت نوع 2 است.
برای مطالعه ی متن کامل این مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید:
https://ajcn.nutrition.org/article/S0002-9165(23)46840-2/fulltext#secsectitle0110
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20230418/Dietary-dicarbonyls-may-improve-insulin-sensitivity-and-reduce-type-2-diabetes-risk.aspx
[1]هورمسیس، پدیدهای در سم شناسیاست بدین صورت که مادهای که در دوزهای بالا برای یک ارگانیسممضر است میتواند در دوزهای پایین اثرات مثبت داشته باشد. در روند هورمسیس، یک یاخته، ارگانیسم یا گروهی از موجودات زنده پاسخ دوگانه (دو فازی) از خود در برابر مقادیر فزاینده از یک ماده یا شرایط خاص (شیمیایی، محرک بویایی یا استرس متابولیکی) نشان میدهند.
[2]فاکتور دو مرتبط با فاکتور هسته ایE2 ، یک فاکتور رونویسی مهم است که نقشی اساسی در سم زدایی گونه های فعال اکسیژن(ROS) ایفا می کند و اخیراً مطالعات نشان داده اند که پاسخ های التهابی و ضد ویروسی را تنظیم می کند.