9 اوت 2023- در مقاله ای که در Scientific Reports منتشر شده است، محققان تأثیر درمان شناختی رفتاری (CBT) را بر تغییرات سبک زندگی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و چاق، بررسی کردند.
پیش زمینه
درمان شناختی رفتاری (CBT) نوعی روان درمانی است که به بیماران کمک می کند تا افکار و احساساتی که رفتارهای آنها را تحت تاثیر قرار می دهند، درک کنند. درمان شناختی رفتاری، معمولاً برای درمان طیف گسترده ای از اختلالات، از جمله فوبیا، اعتیاد، افسردگی و اضطراب استفاده می شود.
بیماریهای مزمن و غیرواگیر مانند دیابت، چاقی، سرطانها، بیماریهای قلبی عروقی، بیماریهای تنفسی و بیماریهای مزمن کلیوی مسئول تعداد قابل توجهی از مرگ و میرهای جهانی هستند.
مصرف غذاهای ناسالم، مصرف الکل، عدم تحرک بدنی و استعمال دخانیات، خطرات رفتاری قابل توجهی برای بیماری های مزمن هستند. افراد مبتلا به بیماری های مزمن مانند دیابت و چاقی از اصلاح سبک زندگی و مشاوره ی کاهش وزن با کمک درمان شناختی رفتاری و درمان رفتاری سود زیادی می برند. علاوه بر این، مداخلات درمان شناختی رفتاری برای کاهش وزن، حفظ وزن و مدیریت اختلالات خوردن، موثر هستند.
مطالعات متعددی در مورد درمان شناختی رفتاری و اصلاح سبک زندگی در بیماران مبتلا به بیماری مزمن وجود دارد. با این وجود، تحقیقاتی که اثربخشی درمان شناختی رفتاری را با گروههای کنترل غیرفعال مقایسه کرده باشند، بسیار کمیاب هستند.
در مورد این مطالعه
در این بررسی سیستماتیک، محققان کارایی CBT را در اجرای اصلاح سبک زندگی در بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن و چاقی، با تاکید بر مزایای سلامتی به دست آمده و بهبودهای طولانی مدت، ارزیابی کردند.
آنها با استفاده از پایگاههای اطلاعاتی مختلف مانند PubMed و عبارات جستجو، مطالعات مرتبط با CBT، تغییرات سبک زندگی، و بیماریهای مزمن را شناسایی کردند.
کارآزماییهای تصادفی کنترل دار که درمانهای CBT را با گروههای کنترل غیرفعال مقایسه کرده بودند و در مجلات دانشگاهی انگلیسی زبان با افراد بزرگسال مبتلا به چاقی یا بیماریهای غیرواگیر مزمن منتشر شده بودند، معیارهای ورود به پژوهش حاضر را برآورده کردند. در مجموع در این مرور سیستماتیک 86 مطالعه ی واجد شرایط، بررسی شد.
کیفیت مقالات وارد شده با استفاده از ابزار خطر سوگیری کاکرین، ارزیابی سوگیریهای مرتبط با تصادفیسازی، اندازهگیری پیامد، اطلاعات از دست رفته ی پیامد، انحراف از مداخلات، انتخاب نتایج مستند، و سوگیری عمومی، مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تعیین قدرت یافتهها از چارچوب [1]GRADE، استفاده شد.
محققان، پیامدهای مرتبط با سلامتی مانند تغییرات شاخص توده بدنی (BMI)، کاهش وزن، تغییرات سطح هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و تغییر BMI را به دنبال یک استراتژی کاهش وزن فعال (نگهداری وزن) ارزیابی کردند. پیامدهای رفتاری مانند رفتارهای خوردن، سیگار کشیدن، فعالیت بدنی و انطباق با درمان در دیابت نوع 2 ، مورد بررسی قرار گرفت.
یک متاآنالیز بر روی مطالعاتی با پیامدهای مناسب بر اساس گزارشدهی مناسب انجام شد و سپس تجزیه و تحلیلهای زیرگروهی بر اساس نتایج هر مطالعه انجام شد که به عنوان حفظ وزن، کاهش وزن و مدیریت دیابت، طبقهبندی شدند.
نتایج
در این مطالعه، محققان بیماری مزمن کلیوی را کنار گذاشتند و بر دیابت نوع 2 و چاقی متمرکز شدند. در مجموع 902 شرکت کننده از 9 پژوهش، که به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند، در پژوهش حاضر وارد شدند. در حالی که گروههای کنترل هیچ درمان خاصی یا مراقبت معمولی را دریافت نکردند، گروه مداخله، CBT را با استراتژیهای مختلف دریافت کردند. علاوه بر این، نتایج اندازهگیری شده شامل BMI، وزن، ترکیب بدنی، متغیرهای روانشناختی و کنترل دیابت بود.
اگرچه مسائلی در مورد اطلاعات از دست رفته ی پیامد، انتخاب نتایج مستند شده و تصادفیسازی وجود داشت، کارآزماییها عموماً با در نظر گرفتن ارزیابیهای پیامد و انحراف از مداخلات، عملکرد خوبی داشتند.
مداخلاتCBT ، به طور قابل توجهی بر کاهش وزن در بین گروههای مداخله تأثیر گذاشت. به طور مشابه، CBT حفظ وزن را در گروههای مداخله بهبود بخشید. یک متاآنالیز از هر نه مطالعه نشان داد که اندازه اثر کلی مداخلاتCBT ، متوسط و قابل توجه بود.
علاوه بر این، مداخلاتCBT تأثیرات مثبتی بر کاهش دریافت انرژی، انتخاب منابع کربوهیدرات سالمتر و کیفیت رژیم غذایی نشان داد. بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 که مداخلات CBT را دریافت کردند، بهبودهایی را در خود نظارتی قند خون و پایبندی به دارو نشان دادند.
درمان شناختی رفتاری منجر به بهبود فعالیت بدنی، مانند فعالیت های روزانه متوسط تا شدید و افزایش تعداد گام های روزانه شد. همچنین در افزایش تمایل به ترک سیگار، کاهش میزان مصرف سیگار و کاهش رتبه ی افسردگی در مطالعات متعدد، مؤثر بود.
نتیجه گیری
به طور کلی، بررسی فعلی مطالعات در مورد اثربخشی CBT در تغییر سبک زندگی نسبت به گروههای کنترل مراقبت معمول، اثربخشی متوسطی از مداخلات CBT را در اجرای تغییرات سبک زندگی و درمان چاقی نشان داد. مطالعات آتی برای رسیدن به نتایج قطعی تری در رابطه با اثربخشی مداخلاتCBT برای مدیریت دیابت، مورد نیاز است.
محققان گفتند: مطالعات آینده در مورد درمان CBT برای کاهش وزن وحفظ وزن باید حفظ وزن طولانی مدت، مداخلات مناسب برای کنترل چاقی، استفاده از نمونه های بزرگ و ارزیابی طول جلسات مفید CBT را هدف قرار دهد. علاوه بر این، درمانگران CBT معتبر که در زمینه مدیریت چاقی آموزش دیده اند، باید این مداخلات را انجام دهند.
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20230809/Can-CBT-help-type-2-diabetes-and-obesity-patients-implement-lifestyle-alterations.aspx