1 دسامبر 2025- در مطالعه ای که اخیراً در مجلهFrontiers in Aging منتشر شد، پژوهشگران اثرات سماگلوتاید ــ یک آگونیست گیرنده پپتید شبه گلوکاگون ۱(GLP-1RA) ــ را بر سلامت استخوان ها در سالمندان بررسی کردند.
چاقی حدود ۴۰ درصد از افراد مسن در ایالات متحده را تحت تأثیر قرار می دهد. تجمع بیش از حد چربی با افزایش خطر ابتلا به بیماری های همراه در طول زندگی مرتبط است و سالمندان به ویژه در معرض افت عملکرد ناشی از چاقی قرار دارند. اگرچه کاهش وزن می تواند شرایط مزمن را بهبود بخشد، اما برای سالمندان چالش برانگیز است زیرا ممکن است اثرات منفی بر سلامت استخوان داشته باشد.
کاهش وزن با کاهش چگالی مواد معدنی استخوان (BMD) و افزایش خطر شکستگی در سالمندان مرتبط دانسته شده است. در سال های اخیر پیشرفت های چشمگیری در مدیریت چاقی حاصل شده، از جمله توسعه داروهای GLP-1RA. فواید سلامتی این داروها فراتر از مدیریت دیابت است و سالمندان به طور فزاینده ای برای کنترل بیماری و وزن به آنها روی می آورند.
مطالعات پیش بالینی نشان داده اند که این داروها ممکن است از تشکیل استخوان حمایت کنند، در حالی که یافته های بالینی عمدتاً خنثی بوده اند و همین امر عدم قطعیت در مورد اثرات نهایی آنها بر اسکلت را برجسته می کند.
بررسی اثرات سماگلوتاید بر استخوان در سالمندان
در مطالعه حاضر، پژوهشگران تأثیر مصرف ۲۰هفته ای سماگلوتاید بر سلامت استخوان در سالمندان را بررسی کردند. این مطالعه یک تحلیل تعقیبی از یک کارآزمایی مقدماتی بود که بین آوریل ۲۰۲۳ تا مه ۲۰۲۴ انجام شد.
افراد بزرگسال ساکن جامعه در صورتی وارد مطالعه شدند که سن آنها ≥ ۶۵سال و شاخص توده بدنی(BMI) بین ۲۷ تا ۴۰ کیلوگرم بر متر مربع، قند خون ناشتا بالاتر از ۱۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر یا هموگلوبین گلیکوزیله بین ۵.۷ درصد تا ۷.۵ درصد داشتند.
افراد مبتلا به دیابت نوع ۱، سابقه رویدادهای قلبی عروقی، اختلال عملکرد کلیه، موارد منع مصرف دارو یا فشار خون کنترل نشده از مطالعه کنار گذاشته شدند. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: مشاوره سبک زندگی همراه با درمان سماگلوتاید یا مشاوره سبک زندگی به تنهایی. گروه مشاوره سبک زندگی تنها با متخصصان تغذیه دیدار داشتند تا درباره ورزش، رژیم غذایی و اصلاح رفتار بر اساس توصیه های برنامه پیشگیری از دیابت گفتگو کنند.
گروه دریافت کننده سماگلوتاید علاوه بر مشاوره سبک زندگی، دستورالعمل هایی برای آماده سازی و تزریق هفتگی سماگلوتاید به صورت خودکار دریافت کردند. دوز سماگلوتاید با ۰.۲۵ میلی گرم در هفته به مدت چهار هفته آغاز شد، سپس ۰.۵ میلی گرم در هفته برای چهار هفته و در نهایت ۱ میلی گرم در هفته برای ۱۲هفته ادامه یافت. همچنین فعالیت بدنی با شدت متوسط و تمرین مقاومتی به مدت حداقل ۱۵۰دقیقه در هفته توصیه شد.
برای تعیین ترکیب بدنی، اسکن های جذب سنجی پرتو ایکس با انرژی دوگانه (DXA) در ابتدای مطالعه و پس از هفته ی بیستم انجام شد. تحلیل نواحی مورد علاقه برای استخراج مقادیر BMD ناحیه پا، ستون فقرات کمری و لگن از اسکن های کل بدن صورت گرفت. نمونه های خون ناشتا در ابتدای مطالعه و پس از هفته ی بیستم جمع آوری شد و نشانگرهای گردش استخوان شامل کلاژن نوع یک C- تلوپپتید(CTX) و پروکلاژن نوع یک N- ترمینال پروپپتید (P1NP) اندازه گیری شدند.
سوابق پزشکی و اطلاعات جمعیت شناختی در ابتدای مطالعه به صورت خودگزارشی ثبت شد. پژوهشگران برای تعیین تغییرات در طول زمان در وزن بدن، نشانگرهای گردش استخوان و BMD، تحلیل کوواریانس انجام دادند و برای جنسیت، سن و مقادیر پایه تنظیم کردند. علاوه بر این، همبستگیهای جزئی پیرسون برآورد شد تا مشخص شود آیا تغییرات وزن بدن با تغییرات در BMD،CTX وP1NP مرتبط است یا خیر.
شرکت کنندگان بدون کاهش توده ی استخوانی، وزن کم کردند
این مطالعه شامل ۲۰شرکت کننده، با میانگین سنی ۷۲.۷ سال و شاخص توده بدنی(BMI) برابر با ۳۲.۹ کیلوگرم بر متر مربع بود، حدود ۵۰ درصد از شرکت کنندگان زن بودند، ۹۰ درصد خود را سفیدپوست معرفی کردند و ۴۵ درصد نیز هیسپانیک بودند. شش نفر دیابت داشتند، ۱۱نفر فشار خون بالا، چهار نفر پوکی استخوان و ۱۴ نفر به پیش دیابت مبتلا بودند. شرکت کنندگان به طور مساوی در دو گروه تقسیم شدند.
گروه دریافت کننده سماگلوتاید همراه با مشاوره سبک زندگی کاهش وزن قابل توجهی داشتند (۴.۹- کیلوگرم) در مقایسه با گروه مشاوره سبک زندگی تنها (۰.۸- کیلوگرم). هیچ تفاوت معناداری در ترکیب کل بدن بین گروه ها مشاهده نشد. همچنین مقادیر منطقه ای BMD در پا، ستون فقرات کمری و لگن بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت. با این حال، نویسندگان اشاره کردند که گرچه از نظر آماری معنادار نبود، یک روند جهت دار ثابت به سمت کاهش BMD در گروه سماگلوتاید در پیگیری دیده شد.
علاوه بر این،P1NP و CTX تفاوت معناداری بین گروه ها نشان ندادند. تغییرات وزن بدن به طور غیرمعنادار و ضعیف با تغییرات در BMD کل بدن،BMD پا و BMD ستون فقرات کمری مرتبط بودند. با این حال، تغییرات وزن بدن به طور معنادار و قوی با تغییرات در BMD لگن مرتبط بود. تغییرات وزن بدن به طور معکوس اما ضعیف با تغییرات در P1NP و CTX همبستگی داشتند.
یافته های اولیه نشان می دهند آسیب قابل سنجشی به استخوان وارد نشده است
گروه دریافت کننده سماگلوتاید همراه با مشاوره سبک زندگی کاهش وزن قابل توجهی نسبت به گروه مشاوره سبک زندگی تنها داشتند. با این حال، هیچ تغییر معناداری در BMD،CTX و P1NP بین دو گروه مشاهده نشد.
سطح نسبتاً کم کاهش وزن، حدود ۵ درصد، ممکن است کمتر از آستانه هایی باشد که معمولاً با کاهش قابل سنجش توده استخوانی مرتبط هستند، که می تواند تا حدی یافته های خنثی را توضیح دهد. روند ثابت اما غیرمعنادار به سمت کاهش BMD و افزایش نشانگرهای گردش استخوان در گروه سماگلوتاید نیازمند بررسی بیشتر است.
محدودیت های مطالعه شامل اندازه نمونه کوچک، مدت زمان کوتاه، مطلع بودن ارزیابی کنندگان از نوع گروه ها و فقدان پایش دقیق رژیم غذایی و فعالیت بدنی بود که همگی می توانند بر تفسیر نتایج تأثیر بگذارند. با توجه به استفاده ی گسترده از داروهای GLP-1RA، کارآزمایی های بزرگ تر و طولانی تر برای تعریف پروفایل خطر-فایده سلامت استخوان در سالمندان ضروری است. این موضوع به ویژه اهمیت دارد زیرا کاهش وزن بیشتر ناشی از دوزهای بالاتر یا مدت زمان طولانی تر درمان باGLP-1RA ممکن است پیامدهای متفاوتی برای اسکلت داشته باشد.
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20251201/Semaglutide-helps-older-adults-lose-weight-without-immediate-bone-loss.aspx